معرفي و نقد کتاب


"مديريت شرکتهاي استارت‌آپي در بازارهاي نوظهور"


کتاب "مديريت شرکتهاي استارت‌آپي در بازارهاي نوظهور: پوياشناسي رهبري و استراتژي‌هاي بازاريابي" اثر آنانيا راجاگوپال است که در سال 2020 توسط انتشارات پالگريو مک ميلان به چاپ رسيده است. کتاب از شش فصل تشکيل شده که با بحث درباره مفاهيم کلي پيرامون شرکتهاي استارت‌آپي آغاز مي‌گردد و با ارائه يک نقشه راه براي مسير پيش روي اين شرکتها به پايان مي‌رسد.


درباره نويسنده


آنانيا راجاگوپال مهندس طراحي سيستم‌هاي صنعتي است که نحصيلات خود در مقطع دکتري را در موسسه تکنولوژي مونتري در پايتخت مکزيک، مکزييتي، گذرانده است. خانم راجاگوپال تجربه زيادي در صنعت مالي نيز دارد و تاکنون مقالات زيادي در زمينه‌هاي مختلف مالي و بازاريابي به چاپ رسانده است. راجاگوپال استاد دانشگاه آناهواک در مکزيک است. حوزه‌هاي تحقيقاتي موردعلاقه وي شامل کارآفريني، بازاريابي بين‌الملل، بازاريابي صنعتي، فروش، مديريت برند و روش‌شناسي تحقيق مي‌شود. ايشان همچنين به عنوان سردبير و داور با تعداد زيادي از مجلات بين‌المللي از جمله ژورنال بين‌المللي رقابت کاروکسبي و رشد همکاري دارد.


چرا بازاريابي براي شرکتهاي استارت‌آپي مهم است؟


راجاگوپال در اين کتاب عنوان مي‌کند که شرکتهاي استارت‌آپي معمولاً از دل کاروکسب‌هاي خانوادگي (FBF) بيرون مي‌آيند که در يک گوشه بازار به فعاليت مي‌پردازند و به طور مستمر از طريق کشف فرصت‌هاي جديد در قالب همکاري‌هايي در بخش نوآوري و فناوري در حال گسترش کاروکسب خود هستند. با اين وجود، کاروکسب‌هاي خانوادگي براي آنکه بتوانند شرکتهاي استارت‌آپي را به صورت سازمان‌هايي مستقل با طراحي سازماني و برنامه کاروکسبي از پيش تعيين شده توسعه بخشند با چندين پيچيدگي مختلف مواجه هستند. شرکتهاي استارت‌آپي، راه‌حل‌هايي نوآورانه براي نيازهاي پنهان جامعه ارائه مي‌دهند. نوآورهاي نياز-محور در بخش‌هاي مختلف اجتماعي مانند بهداشت، غذا و نوشيدني، حمل و نقل و ارتباطات از راه دور موردنياز هستند. شرکتهاي استارت‌آپي با رويکردي نياز-محور و در قالب بستر اجتماعي، اقدامات خود در زمينه نوآوري باز را به انجام مي‌رسانند. اين شرکتها با چالش‌هاي مهمي در توسعه و اجراي راهبردهاي بازاريابي روبرو هستند. شرکتهاي استارت‌آپي در مراحل اوليه رشد خود، کاروکسب‌هايي نه چندان بزرگ هستند که ارزش‌هاي محدودي را براي سهام‌داران، ذينفعان و مشتريان به وجود مي‌آورند. راهبردهاي بازاريابي اين دسته از شرکتها  در بستر اقدامات وسيع‌تر اجتماعي يا کاروکسبي خلق مي‌شوند.


راجاگوپال معتقد است که شرکتهاي استارت‌آپي، بنيان اقتصاد داخلي و منطقه‌اي را در قرن بيست و يکم به وجود مي‌آورند. آنها همچنين از طريق فرصتهاي نوآوري مع وارد همکاري کاروکسبي با شرکتهاي چندمليتي شده‌اند تا اين شرکتها به تجاري‌سازي نوآوري‌هاي داخلي کمک کنند. پوياشناسي دومسيره در گسترش کاروکسب شامل نفوذ شرکتهاي چندمليتي به بازارهاي محلي و هدف‌گيري شرکتهاي محلي براي جهاني شدن ‌مي‌شود. اين پوياشناسي، فرصتهاي گسترش افقي براي شرکتهاي استارت‌آپي بهبود بخشيده است. جهاني‌سازي مسيرهاي بسياري را به روي بازاريابي گشوده که شامل فرصتهاي بازاريابي از طريق اينترنت و فروشگاه‌هاي مجازي مي‌شود. با اين وجود، در بين رقابت در حال افزايش در بازار، قوانين بازي براي شرکتهاي خُرد، کوچک و متوسط اغلب تبديل به چالش مي‌شوند. بنابراين، مديريت شرکتهاي استارت‌آپي يک وظيفه مديريتي پيچيده است زيرا اين شرکتها بايد حضور خود در فضاي رقابتي بازار را از طريق درک کامل تمام حرکات شرکتهاي رقيب در بازارهاي داخلي – جهاني حفظ کنند. شرکتهاي استارت‌آپي در گوشه‌هايي از بازار رشد مي‌کنند که محيط محافظت شده بازار، منابع محدود، تاثيرات اجتماعي بالا، فرهنگ قومي و گزينه‌هاي محدود رقابتي براي توليد و فعاليت‌هاي اقتصادي، وضعيت آنها در بازار را تعيين مي‌کنند. يک جنبه جالب توجه از بازار نوآوري-محور که شرکتهاي استارت‌آپي آن را هدايت مي‌کنند اين است که ماهيت رقابت مي‌تواند در طول زمان دستخوش تغيير شود و عدم قطعيت به وجود ‌آورد.


راجاگوپال همچنين عنوان مي‌کند که شرکتهاي کوچک تلاش مي‌کنند به روش‌هاي مختلف مشتريان را جذب کنند تا کاروکسب خود را دوقطبي سازند و به ارزش نهايي مصرف‌کننده در بازار دست يابند. از آنجايي که الگوي گسترش شرکتهاي استارت‌آپي در بازارهاي نوظهور، عرضي است، انجام کاروکسب در بازارهاي رقابتي رسيدن به بخش‌هاي بالاي بازار پيچيده‌تر از گذشته شده است. اين شرکتها بايد با نقش‌هاي جديد خود را تطبيق بخشند. اين نقش‌ها شامل وردي‌هاي کم‌هزينه، بازاريابان متمرکز بر يک بخش‌بندي بازار و تامين‌کننده تجهيزات مشترک مي‌شوند. شرکتهاي استارت‌آپي همچنين بايد آمادگي انتخاب‌هاي راهبردي جديد را داشته باشند زيرا ساختار صنعت تغيير مي‌کند.


يکي از نکات مهم در اين کتاب پرداختن به بحث ايستم پايدار است. شرکتهاي استارت‌آپي براي اينکه از مرحله نوپايي عبور کنند و وارد مرحله برنامه‌ريزي براي اداره کاروکسب شوند، به يک ايستم پايدار نياز دارند. ايستم کارآفريني بر توسعه راهبردهاي بازاريابي مناسب، سيستم‌هاي عملياتي و الگوهاي سود تمرکز مي‌کند. ايستم يک شرکت استارت‌آپي پيشران مديريت نوآوري، توزيع و انطباق با فناوري، راهبرد بازاريابي، اثربخشي عملياتي و چرخه توسعه اجتماعي – اقتصادي است. بيشتر شرکتهاي استارت‌آپي ويژگي‌هايي همچون خصوصيات فرهنگي، تمايل به محيط بيرون، شبکه‌سازي صنعتي و ائتلاف راهبردي با شرکتهاي چندمليتي را نشان مي‌دهند. بسياري از شرکتهاي استارت‌آپي به اين درک رسيده‌اند که توسعه راهبردهاي بازاريابي از آنجا که با حرکات پيش‌بيني نشده رقبا و عدم وجود اهداف روشن کارآفرينانه همراه است، آنها را بر سر دوراهي‌هاي مختلف قرار خواهد داد. چنين تنظيمات بازاري براي شرکتهاي کوچک، انتخاب‌هاي راهبردي پيچيده‌اي جهت مديريت سناريوهاي کاروکسبي داخلي – جهاني هستند. اما شرکتهاي استارت‌آپي که پتانسيل در حال رشد بازار را تجسم‌سازي مي‌کنند، تمايل به توسعه نقشه‌هاي راهبردي سناريو – محوري دارند تا بتوانند خود را در رقابت غيرقابل پيش‌بيني بازار حفظ کنند.


چرا اين کتاب را بخوانيم؟


کتاب مديريت شرکتهاي استارت‌آپي در بازارهاي نوظهور را مي‌توان از جمله اولين کتابهايي به حساب آورد که به طور خاص به موضوع استراتژي‌هاي بازاريابي براي شرکتهاي استارت‌آپي مي‌پردازد؛ موضوعي که اين دسته از شرکتها به شدت با آن درگير هستند ولي تعداد خيلي کمي از آنها از تخصص کافي در اين زمينه برخوردارند. متاسفانه يکي از دلايل سقوط زودهنگام شرکتهاي استارت‌آپي همين عدم آگاهي نسبت به روش‌هاي بازاريابي و فروش محصولات و خدمات‌شان است. خواندن کتاب راجاگوپال بدون‌شک براي مديران شرکتهاي استارت‌آپي و کسب و کارهاي کوچک مفيد خواهد بود زيرا افق ديد آنها نسبت به استراتژي‌هاي بازاريابي و فروش را وسيع‌تر خواهد کرد. علاوه بر اين، کتاب تأکيد نسبتاً خوبي بر استراتژي‌هاي قيمت‌گذاري دارد که به شرکتهاي استارت‌آپي کمک خواهد کرد تا محصولات و خدمات نوآورانه خود را با درست‌ترين قيمت به بازار عرضه کنند.


کتاب به لحاظ نظري از جامعيت بسيار بالايي برخوردار است و نظريه‌هاي مختلفي را به بحث و بررسي مي‌گذارد. با اين وجود شايد مهم‌ترين نقطه ضعف کتاب عدم بکارگيري مطالعات موردي کافي باشد. البته راجاگوپال به چندين نمونه واقعي از شرکتهاي استارت‌آپي اشاره کرده است اما اکثر اين نمونه‌ها مربوط به آمريکاي لاتين هستند و اين شايد براي خوانندگان بين‌المللي، قدري از جامع بودن بُعد عملي کتاب بکاهد. در مجموع، اثر آنانيا راجاگوپال را مي‌توان شروع بسيار خوبي براي طرح موضوعات مختلف بازاريابي و فروش در حوزه استارت‌آپها دانست؛ حوزه‌اي که بدون شک مي‌تواند با بهره‌گيري از مفاهيم بازاريابي و فروش، مسير توسعه خود را با سرعت بيشتري بپيمايد.


 


پرويز درگي


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

Elizabeth مهاجرت به استراليا Jill موسسه سام Brandon mahiinA Roberta Anna Lance Antwoine